| شعر انتظار (پیامک شعری درباره حضرت مهدی (عج)) |
| ساعت ۱٢:٥٧ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٤ کلمات کلیدی: |
|
(1) بیا دوباره پاک کن زجاده ها غبار را به عاشقان نوید ده رسیدن بهار را ببین دلم گرفته و بهانه می کند تورا به من بگو که می رسی ، زدل مبر قرار را (2) ظهور کن نگار من بیا که از سر شعف فدای قامتت کنم دو چشم اشک بار را مام لحظه های من فدای یک نگاه تو بیا و پاک کن زدل حدیث انتظار را (3) آقا بیا بخاطر باران ظهور کن مارا از این هوای سراسیمه دور کن وقتی برای بدرقه ی عشق می روی از کوچه های خسته ما هم عبور کن (4) نشسته در دو چشم تو نگاه بی قرار من بیا گره گشا گره گشا زکار من کنون نگاه مست توست که می برد قرار من بیا طبیب درد من همیشه غم گسار من (5) آه می کشم تو را با تمام انتظار پرشکوفه کن مرا ای کرامت بهار می رسد بهار من ، بی شکوفه ام هنوز آفتاب من بتاب، مهربان من ببار (6) کوچه کوچه جستجو خانه خانه در گذار قلب من شکفته است در بهار انتظار آخرین گل محمدیست این که می رسد زراه هم تبار نرگس است در تبسم بهار (7) عشق،یعنی عشق یعنی انتظار در فراق تک سواری بی قرار عشق یعنی واهمه بی واهمه خادم المهدی شدن بی خاتمه (8) با نام تو راه عشق آغاز شود شب با نفس سپیده دم ساز شود با نام تو ای بهار جاری در جان یک باغ گل محمدی باز شود (9) آقا نگاهت سوی آهوهاست می دانم دستان پاکت مثل من تنهاست می دانم آقا اگر تو بر نمی گردی دلیل آن در دست های پرگناه ماست می دانم (10) همین که گام می زنی به خلوت خیال من سرشک شوق می چکد ز چشم اشکبار من کنون نگاه مست توست که می برد قرار من بیا طبیب درد من بیا بمان کنارمن (11) در بزم ولا جام هدایت مهدیست مقصود ز نور بینهایت مهدیست ثبت است که در جریده عالم قدس گلواژه روشن هدایت مهدیست (12) هجران جانان تا به چند؟ آن یارکو، آن یار کو؟ تاکی بود قرآن نهان؟ دیدار کو، دیدار کو؟ ای عاقلان دیوانه ام ، زنجیر زلف یار کو؟ بر شعله های شوق دل ، پروانه ی دلدار کو؟ (13) مهی که راز جمالش هنوز سربسته است به غارت دل سودائیان کمر بسته است به یازده خم می گرچه دست ما نرسد بده پیاله که یک خم هنوز سربسته است (14) دلم گرسبز مانده در زمستان از بهار توست تمام باغ های سبز ساحل یادگار توست از اقیانوس می پرسم نشان خانه سبزت که دریا قسمتی از شعرهای انتظار توست (15) به تماشای طلوع تو جهان چشم براه به امید قدمت کون و مکان براه در شبستان شهود اشک فشان دوخته اند مه شب تا سحر خلوتیان چشم براه (16) رسیدی و پرو بال فرشته ها واشد شب از کرانه ی هستی گذشت ،فرداشد تو آمدی و به یمن نگاه تازه تو خطوط مبهم و مخدوش عشق خوانا شد (17) در آئینه ها زلال نورش جاریست در مسجد جمکران حضورش جاریست در خلوت عشاق دل افروخته اش انوار دل آرای ظهورش جاریست (18) در سهله و جمکران تو را می جویم عجل لولیک الفرج می گویم (19) می رسی سپیده به دوشت ، می شود تمام جهان سبز پیش رو افق در افق سرخ، پشت سر کران تا کران سبز خاک زیر پای تو روشن ، باد با نگاه تو آتش می شود به وقت حضورت ، چشمه چشمه آب روان سبز (20) جلوه های نور رویت دیدنیست بوسه از لعل لب تو چیدنی است در کنار سفره ی احسان تو جام عشقت با لقا نوشیدنیست |
|
| احادیث انتظار )حدیث درباره حضرت مهدی (عج)) |
| ساعت ۱٢:٥٦ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٤ کلمات کلیدی: |
|
قال المهدی (ع) |
|
| آشنایی با سوره بقره |
| ساعت ۱٢:٥۳ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٤ کلمات کلیدی: |
|
این سوره همهاش مدنى است جز یک آیه و آن «وَ اتَّقُوا یَوْماً تُرْجَعُونَ فِیهِ إِلَى اللَّهِ» (بترسید از روزى که همه بسوى خدا باز میگردید) که در منى سال حجة الوداع نازل شد. عدد آیاتش دویست و هشتاد و شش است بنا بر عدد کوفى که از على علیه السلام نقل شده است و دویست و هشتاد و هفت بنا بر عدد بصرى و دویست و هشتاد و پنج در عدد حجازى و دویست و هشتاد و چهار بنا بر عدد شامى (که از ذکر موارد اختلاف آنها در اینجا صرف نظر کرده و بیان هر یک را بمحل خود موکول مىکنیم). فضیلت این سوره ابىّ بن کعب از رسول اکرم نقل میکند که فرمود هر کسى این سوره را بخواند سلام و رحمت خدا بر او باد و به او اجر مرزبانان و فدا کاران در راه خدا را میدهند. همو میگوید: پیامبر بمن گفت: اى ابىّ بمسلمانان بگو که سوره بقره را یاد گیرند که فرا گرفتن آن برکت و ترک آن موجب حسرت است و ساحران توانایى آن را ندارند. سهل بن سعد میگوید: رسول اکرم فرمود: براى هر چیز قلّهاى است و قلّه قرآن سوره بقره است در هر خانهاى که خوانده شود اگر در روز باشد تا سه روز شیطان وارد آن خانه نخواهد شد و اگر در شب باشد تا سه شب از داخل شدن شیطان بدانجا در امانند. روایت شده است که رسول اکرم جمعیّتى را بمکانى فرستاد. سپس خودش بدنبال آنان رفت و از یک یک آنان میپرسید که از قرآن چه مقدار و کدام سوره را حفظ دارى تا بجوانى که از همه سنّش کمتر بود رسید او در جواب این سؤال رسول اکرم قسمتى از قرآن و سوره بقره را نام برد که حفظ دارد حضرت رو بجمعیّت کرد و گفت: اکنون بروید و این جوان امیر بر شما است. گفتند: یا رسول اللَّه او از همه ما کم سن تر است. حضرت فرمود: آرى ولى سوره بقره را حفظ دارد. از رسول اکرم پرسیدند: چه سورهاى از قرآن افضل سورهها است؟ حضرت فرمود: سوره بقره. عرض کردند: کدام آیات سوره بقره از بقیه بر تر است؟ فرمود: آیة الکرسى. امام صادق فرمود: هر که سوره بقره و آل عمران را بخواند روز قیامت آن دو سوره چون ابر یا پرده بر سرش سایه مىافکند منبع: ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج1، ص: 55 |
|
| شأن نزول آیات ابتدایی سوره علق |
| ساعت ۱٢:٥٢ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٤ کلمات کلیدی: |
|
همانگونه که در شرح محتواى سوره نیز اشاره کردیم به اعتقاد اکثر مفسران این سوره نخستین سورهاى است که بر پیغمبر اکرم ص نازل شده است، بلکه به گفته بعضى پنج آیه فوق به اتفاق همه مفسران در آغاز وحى بر رسول اکرم ص نازل شده، مضمون آن نیز مؤید این معنى است. |
|
| راه های نفوذ اسراییلیات در تفسیر قرآن |
| ساعت ۱٢:۳٤ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٤ کلمات کلیدی: |
پدیدآورنده: مهدی پیشوایی |
|
| دل نوشته |
| ساعت ۱٢:۳٢ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٤ کلمات کلیدی: |
|
روزها و عصرها وشبها را شاید به نظاره بنشینم و از لحظه ها سخن بگویم
|
|
| “موسوعة الامام الصادق علیه السلام” دایرة المعارفی به زبان عربی |
| ساعت ۱٢:۳٠ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٤ کلمات کلیدی: |
|
“موسوعة الامام الصادق علیه السلام” دایرة المعارفی به زبان عربی است که به طور اختصاصی به بیان تمام جوانب شخصیت پیشوای ششم شیعیان حضرت امام جعفر صادق علیه السلام می پردازد. ایده تالیف این مجموعه که تا کنون 23 جلد آن منتشر شده است از مرحوم آیت الله سید محمد کاظم قزوینی است. هر چند ایشان پس از آماده سازی 70% از این مجموعه نفیس و به چاپ رساندن چند مجلد از آن در سال 1415 ه.ق بدرود حیات گفت اما فرزندان وی ادامه کار را بر عهده گرفتند تا این آرزوی پدر جامه عمل بپوشد. اکنون موسسه امام صادق علیه السلام که توسط مرحوم آقای قزوینی در قم تاسیس شده تالیف را پیگیری می نماید و پیش بینی های اولیه تعداد نهایی مجلدات این اثر را بیش از 60 جلد تخمین می زند. در این نوشتار ابتدا مختصری درباره زندگی این عالم پرکار و هدف وی از تالیف این دایرة المعارف می خوانید سپس از زاویه ای نزدیک با محتویات کتاب و موضوعات آن آشنایی بیشتری به دست می آورید.
نگاهی به زندگی مولف: سید محمد کاظم قزوینی در سال 1348 ه.ق در کربلا متولد شد. شروع تحصیلات وی در همان شهر و نزد پدر عالمش مرحوم آیت الله سید محمد ابراهیم قزوینی بود. وی در ده سالگی مادرش را از دست داد و در دوازده سالگی در سوگ پدر نشست. ادامه تحصیل وی همراه با سختی فراوان در معیشت بود اما رشد علمی را پی گرفت و از اساتید بزرگ حوزه علمیه کربلا بهره برد. از میان اساتید ایشان می توان این بزرگان را نام برد، آیات مرحوم، سید مهدی شیرازی، سید هادی میلانی، سید محمد حسن قزوینی، شیخ محمد خطیب، شیخ جعفر رشتی. محمد کاظم قزوینی تدریس فقه و اصول و تفسیر را در مدرسه حلّی کربلا آغاز نمود و نیز آموزش فن خطابه را مدنظر قرار داد که ثمره آن تربیت بسیاری از خطبای مشهور است و اکنون در بلاد مختلف به ترویج مذهب تشیع اشتغال دارند. بیان شیوا، ارائه محفوظات فراوان از احادیث و خطبه های ائمه علیهم السلام، توانایی در تصویر وقایع مهم تاریخی برای شنوندگان و قدرت تاثیر گذاری بر مخاطبین از ویژگی های بارز منبر این عالم فقید است. تاسیس “رابطة النشر الاسلامی” در سال 1380 ه.ق یکی از خدمات ارزشمند وی به شمار می رود. این مرکز برای ارتباط با جهان اسلام و مکاتبه با شخصیت های اسلامی و ارسال رایگان کتب و نشریات مذهبی بنا نهاده شد. تاثیر گذاری این مرکز در نقاط مختلف جهان را می توان از تعداد فراوان نامه های دریافتی که حاوی درخواست برای ارسال کتب مذهبی و تشکر از دریافت این گونه کتب و آثار مثبت آن در کشورهای گوناگون بود، دریافت. از بین نقاط یاد شده می توان این کشورها را نام برد: الجزایر، تونس، لیبی، یمن، اندونزی، برزیل و آرژانتین. در بسیاری از این کشورها می توان افرادی فراوانی را یافت که به مذهب تشیع گرویده اند و شیعه شدن خود را مدیون زحمات و تلاش های این مرد عالم و خدمتگزار می دانند، این جمله در کشورهای محل فعالیت ایشان زیاد به گوش می رسد: “مرا سید محمد کاظم قزوینی شیعه کرد”. پس از ممانعت رژیم عراق از ادامه فعالیت این مرکز، مرحوم قزوینی شعبه این رابطه را در کویت افتتاح نمود و ادامه فعالیت داد. تاسیس پنج کتابخانه شیعی در مراکش، تاسیس مسجد فاطمة الزهرا سلام الله علیها برای شیعیان محروم از مسجد استرالیا در سیدنی و ایراد سخنرانی های متعدد در مصر و مراکش و استرالیا از دیگر فعالیتهای ایشان است. فعالیتهای وی در عراق مورد نارضایی شدید حکومت عراق واقع شد تا جایی که یک بار پیش از سرکار آمدن دولت بعث و یک بار پس از آن و در زمان حسن البکر به زندان افتاد و پس از رهایی از زندانی که همراه با شکنجه و آزار فراوان بود، کویت را برای اقامت و ادامه فعالیت انتخاب کرد. در عراق اموال ایشان از جمله کتابخانه که دربردارنده کتب خطی منحصر به فردی بود، مصادره شد و موجب افسوس فراوان این عالم فرهنگبان گردید. مسجد امام حسین علیه السلام و منزل مسکونی ایشان در کویت شاهد برگزاری جلسات منظم مذهبی بود که در نتیجه آن جوانان بسیاری با آموزه های مذهب تشیع از نزدیک آشنا شدند. در سال 1400 ه.ق کشور ایران و شهر قم پذیرای قدوم این چهره ماندگار تاریخ تشیع گردید. فعالیت های ایشان در قم بیشتر بر ایراد خطابه و تالیف کتب ارزشمند متمرکز گردید. مهمترین آثار ایشان عبارتند از: علی علیه السلام من المهد الی اللحد، سیرة الرسول الاعظم صلی الله علیه و آله و سلم ( 2 جلد )، الاسلام الصحیح یتجلی فی مذهب اهل البیت علیهم السلام، فاجعة اللطف او مقتل الحسین علیه السلام، الامام الحسین علیه السلام من المهد الی اللحد، الفقه الواضح فی شرح الشرایع، الاسلام و التعالیم التربویة، شرح نهج البلاغة ( 10 جلد )، زینب الکبری علیهاالسلام من المهد الی اللحد، فاطمة الزهرا علیهاالسلام من المهد الی اللحد، الامام الجواد علیه السلام من المهد الی اللحد، الامام الهادی علیه السلام من المهد الی اللحد، الامام العسکری علیه السلام من المهد الی اللحد، الامام المهدی عجل الله فرجه من المهد الی الظهور و موسوعة الامام الصادق علیه السلام که در این نوشتار توضیح بیشتری در مورد آن ملاحظه خواهید نمود. بسیاری ازتالیفات فوق به زبان فارسی ترجمه شده و متن عربی و برگردان فارسی آن بارها به چاپ رسیده و در نقاط مختلف جهان منتشر شده است. (1)
هدف از تالیف “موسوعة الامام الصادق علیه السلام“ آیت الله قزوینــی در جلد اول به شکل مبسوط اهداف خود را از دست زدن به این کار بزرگ بیان کرده است که می توان به شکل خلاصه آن را چنین گزارش کرد: نشر شریعت و زدودن غبار از جوانب مختلف شخصیت امام صادق علیه السلام، جمع آوری احادیثی که در هزاران تالیف به شکل پراکنده و غیر متمرکز وجود دارد و استفاده از آن احادیث را برای محقق دشوار می سازد، توجه دادن شیعیان به عظمت علمی و مقام یکی از امامان طاهرینشان علیهم السلام امامی که شرایط زمان اجازه نداد آنگونه که سزاوار است علومش منتشر شود و ایشان نتوانستند به جز برهه کوتاهی از دوران زندگی خویش نمود بارزی در نشر معارف الهی بیابند که همین فرصت کوتاه هم برای دیگر ائمه علیهم السلام دست نداد. مولف پس از بیان این اهداف با گوشزد کردن اینکه با وجود کوتاه بودن فرصت برای امام صادق علیه السلام حجم بزرگی از معارف از ناحیه ایشان صدور یافته است، افسوس فراوان خود را از اینکه بسیاری ازعلوم منتشر شده ایشان در ظلمی تاریخی از بین رفته و هرگز به دست ما نرسیده است، ابراز می دارد.
موضوعات مطرح شده در “موسوعة الامام الصادق علیه السلام“ مطالب این مجموعه با رویکردی پژوهشی به “حدیث ثقلین” که مورد نقل شیعه و سنی از رسول اکرم صلی الله علیه و آله است، آغاز می شود و بر اساس این حدیث متواتر جایگاه عترت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در تبیین وحی و کتاب خدا و مرجعیت علمی مسلمین را روشن می نماید. سپس برای اثبات امامت حضرت امام صادق علیه السلام دلایل نقلی گزارش می شود، دلایلی که به شکل پرشمار در منابع معتبر شیعه و سنی وجود دارد. این مجموعه سپس به روایت ولادت و آشنایی با پدر و مادر گرامی امام ششم شیعیان علیه السلام می پردازد. ارائه فهرست تفصیلی از منابع اهل سنت که از زمان امام صادق علیه السلام تا کنون مطلبی درباره ایشان نوشته اند یا حدیثی از ایشان روایت کرده اند، دیگر موضوعی است که این دایرة المعارف به آن می پردازد. زاویه دیگری که این کتاب به زیبایی بر آن پرتو افشانی می کند، جوانبی از زندگی امام صادق علیه السلام است. ازاین جوانب می توان به مواردی اشاره نمود. زندگی علمی امام صادق علیه السلام، زندگی اقتصادی، تربیتی، اجتماعی و اخلاقی ایشان، آشنایی با عصر و شرایط روزگار زندگی ایشان، امامت دینی و موضع امام علیه السلام در این مورد، زندگی سیاسی امام علیه السلام و نحوه برخورد ایشان با دو حکومت اموی و عباسی، آشنایی با مذاهبی که در زمان ایشان رواج داشته است و معجزاتی که از ایشان صادر گردیده است. این مجموعه در بخش دیگری وارد زندگی خصوصی امام صادق علیه السلام شده توضیحاتی در مورد خانواده و فرزندان ایشان ارائه می کند. پس از اتمام این بخش از مطالب، کتاب وارد بخش دیگری می شود که عهده دار نقل تمامی احادیثی که از امام صادق علیه السلام به دست ما رسیده است، می گردد. این احادیث با دسته بندی و تقسیم موضوعی در این عناوین نقل شده اند: عقل، علم، علم توحید و آنچه مربوط به اثبات صانع و تنزیه او از گفتارهای باطل است، نقد آرایی که با توحید سازگاری ندارد، عدل، نبوت و انبیاء علیهم السلام و آنچه از منظر تاریخی و اعتقادی مرتبط با بحث نبوت است، آشنایی با قرآن و اعجاز آن از منظر بیان و فصاحت و بلاغت و هماورد طلبی این کتاب آسمانی، بیانات اعتقادی قرآن، احکام قرآن، امثال قرآن، داستانهای قرآن و تفسیر و بیان شان نزول آیات و کیفیت استدلال به آیات در موارد مختلف، سخن از ناسخ و منسوخ قرآن و آیات محکم و متشابه و سایر علومی که در حیطه مباحث قرآنی است. در بخش احادیث امام صادق علیه السلام درباره قرآن این موضوعات نیز دیده می شود: ثواب تلاوت و حفظ قرآن، ثواب تلاوت سوره های خاص و برخی آیات و تشویق به عمل کردن به دستورات قرآن و امر به فهم قرآن و تدبر در آیات شریف آن. بخش بعدی این کتاب متکفل نقل روایاتی است که از امامت و امام علیه السلام سخن می گوید که در نگاه شیعی اهم دستورات اسلامی است و رفتار اعتقادی مسلمین را سامان می دهد. در این بخش احادیثی که در مورد تاریخ زندگی رسول اکرم، امیرالمومنین علی، حضرت زهرا و سایر ائمه علیهم السلام از قول امام صادق علیه السلام نقل شده ، گرد آوری شده است. این مجموعه در بخش دیگری به موضوع مهم معاد می پردازد و احادیثی را که مبیّن معاد جسمانی است بیــــان می دارد و در این راستا به نقد منکرین معاد یا کسانی که معاد را روحانی می دانند نه جسمانی، اهتمام می ورزد. احادیث مربوط به ایمان و کفر، دعا و آداب زندگی اجتماعی تشکیل دهنده قسمت بعدی این مجموعه است. قسمت دیگر این کتاب احادیثی را نقل می کند که در مورد جهان آفرینش، لوح، قلم، عرش، کرسی، بیت المعمورو سدرة المنتهی می باشد. در این بخش در مورد زمان و عناصر مربوط به آن از جمله سال ها، ماه ها، فصل ها و حوادث طبیعی همچون باران و بارش شهاب و رعد و برق نیز احادیث مرتبط نقل گردیده است. دیگر موضوعی که این مجموعه سخنان امام صادق علیه السلام در مورد آن را جمع آوری کرده است انسان و امور مربوط به اوست از جمله حقیقت نفس و روح، رویا و انواع آن، تشریح اعضای بدن، انواع معالجه امراض، ادویه و خواص آن، سحر و چشم زخم و جن و پس از آن سخن در مورد حیوانات و حلال و حرام آن ادامه یافته است. فصل دیگری از این تالیف به بیان احادیث فقهی منقول از امام صادق علیه السلام پرداخته است که شامل تمام ابواب فقهی از طهارت تا دیات می باشد. بخش دیگری که این مجموعه بدان خواهد پرداخت بیان اسامی پنج هزار نفر شاگرد امام صادق علیه السلام و توضیح در مورد آنها می باشد. با توجه به عناوینی که به شکل مختصر به آن اشاره شد این مجموعه در نوع خود بی نظیر بوده و پس از پایان به یکی از ذخایر ارزشمند تحقیق در علوم اسلامی تبدیل خواهد شد.
|
|
| چرا خدا انسان را آفرید |
| ساعت ۱٢:٢۸ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٤ کلمات کلیدی: |
|
از آنجا که خدا بی نهایت مطلق است و دارای تمام هستیهاست هرآنچه که در عوالم هست از هستی اوست و از آنجا که هستی خدا از زمانی اتفاق نیافتاده بلکه ازلیست بنابراین هستی همه چیز هم مانند هستی خدا ازلیست بنابراین از زمانیکه خدا بوده انسان هم بوده اما این بودن انسان به معنی بودن حقیقت وجود انسان است و منظور بدن انسان نیست. زمانیکه حقیقت انسان را خواستند به دنیا بیاورند بدنی به او داده شد تا با آن بدن در این دنیا زندگی کند. این حقیقت انسان که ازلیست به معنای آن حقیقتی است که ابتدا در علم خدا بوده و پس از آن در مراحل مختلف قرار گرفته و مرحله به مرحله عوالم قبل این دنیا را سپری کرده تا به این دنیا رسید زمانیکه مقرر شد به این دنیا بیاید مراحلی را در رحم مادر گذراند تا اینکه در مرحله ای آن حقیقت از قالب بدنی به این دنیا آورده شد. این مراحل مختلفی که انسان گذراند برای این بود که مرحله به مرحله با توجه به ظرفیت و توان وجودیش به رشد و تعالی برسد. یعنی زمانیکه قرار شد انسان به جایگاه انسانی خود برسد و جایگاه او (در بهشت) برای او تحقق پیدا کند باید مراحلی را سپری می کرد و در عوالم مختلف حرکت می کرد تا در هریک از آنها رشد مربوط به آن مرحله در او محقق شود. شکل و قالب تمام این مراحل و عوالم متناسب با آن است که انسان را به تعالی مناسب وجودش برساند. بنابراین وجود انسان از ازل بوده است لیکن دلیل آمدن او به دنیا این است که انسان برای رشد و رسیدن به جایگاه اصلی خود در عوالم و مراحلی حرکت کرده و از عالمی مرده و در عالم دیگر متولد می شود بنابراین آمدن انسان به این دنیا هم برای همین رشد و تعالی او بوده است لیکن رشد او در این دنیا متناسب با امکانات, شرایط و استعداد این دنیا می باشد و در عوالم دیگر نیز به همین ترتیب یعنی رشد انسان در هر عالمی متناسب با شرایط و استعداد همان عالم می باشد. بنابراین وقتی در قرآن می فرماید "خلق نکردیم جن و انس را مگر برای عبادت و بندگی" با موضوع فوق کاملا توضیح داده می شود. چراکه عبادت و بندگی همان مرحله رشد انسان است و حضرت رسول صلوات الله علیه که به بالاترین مرحله انسانی رسیده است, در تمام نمازهایمان می گوییم "و اشهد ان محمداً عبده و رسوله" یعنی آن حضرت به بالاترین مقام انسانی که همان عبودیت و بنده خدا شدن است رسیده و بعد رسول شده است. زمانیکه انسان تعیُّن و محدودیت پیدا کرد و به عبارت دیگر به وجود آمد اول چیزی که دید محدودیت خودش بود یعنی از آنجا که محدودیت انسان ظاهرتر و در دسترس تر است انسان محدودیت خود را اول احساس کرد و متوجه شد لذا چنین پنداشت که او همان تعینات و محدودیتها است. وقتی خدا به انسان در عالم فطرت گفت که آیا من پروردگار شما نیستم؟ او جواب داد بله (تو پروردگار منی) اما از آنجا که به محدودیت خود می نگریست علاقه مند به کثرت و زرق و برق دنیا (عوالم پست) بود و این از ناپختگی و کوچک بودن او بود و این از آنجا بود که عظمت هستی خود را که از خدا بود را نفهمیده و حقارت کثرت و محدودیت خود را فهمیده بود. بنابراین خدا او را به همان مراتب پستی که به آنها علاقه مند بود تنزل داد تا از ناپختگی درآمده و به کرامت و بزرگی برسد و در یک کلام فهم در او ایجاد شود. واقع شدن این اتفاقات ممکن نبود الا اینکه انسان به مراتب پست دنیا (عالم کثرت) نزول کند تا در آن به این فهم برسد که حقیقت او با کثرات که محدودیت و حقارتند سنخیت ندارد و به پختگی و کرامتی برسد که جهت میل و توجهش از کثرت به وحدت تغییر کند. تمام اتفاقاتی که برای انسان در این دنیا می افتد این جهت را دارد. کسانیکه در این دنیا به این فهم برسند بزرگی و پختگی به آنها داده می شود که با حقیقت عالم وحدت انطباق پیدا کرده و زمانیکه در عالم وحدت قرار بگیرند چون حقیقت آنها با آن عالم سنخیت دارد آنجا برای او بهشت می شود. اما کسانیکه در این دنیا به همین دنیا و جذابیتهای آن دل خوش کرده و در آن حد می مانند با آنها به همان اندازه برخورد شده و در همان حد نگهشان می دارند. اما کسانیکه برخلاف ذات انسانیشان عمل کنند (مثلا ظلم و تجاوز کنندیا به اندازه فهمشان خدا پرستی نکنند) در آخرت در فضایی برخلاف ذات و حقیقتشان قرار می گیرند که به دلیل عدم سنخیت آن فضا با وجودشان آنجا برای آنها دوزخ می شود.
پایان |
|
| همه جا حک شده اشهد ان علیا ولی الله |
| ساعت ۱٢:٢٦ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٤ کلمات کلیدی: |
|
اشهد ان مولانا امیر المومنین علیا ولی الله مولای من، براین آگهم در حق تو آنچه بود نگفته ام و نمیتوانم بگویم زیرا بیم آن دارم..... گاهی که اوصافت را میشنوم سینه ام مجالی می خواهد تا بگویم از تو ولی عقل با تیغ خود زبانم را می برد این چه جدالی است مولا که عنان را ازمن گرفته می خواهم از تو بگویم اما ازفضائل حیدر نکته ای دانم گربگویم مرا طعن در محراب ولعن بر منبر کنی یا رسول الله شهادت می دهم که مولایم امیرالمومنین علی ولی الله است وتو خود آگهی که این ندا را سلمان در نزد تو هنگام اذان فرمود و تو هیچ برآن خرده نگرفتی (رجوع به ۳۱۳ سوال از اهل سنت نوشته شیخ حسین تهرانی ) |
|
| روایتی از امام صادق(ع) در خصوص حب علی(ع ) |
| ساعت ۱٢:٢٢ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٤ کلمات کلیدی: |
|
|
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
|
|
| لینکستان |



